ذبيح الله صفا

707

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

راند و سه مجلّد مثنويات و يك جلد ديوان انشاد فرموذه از معارف و حقايق و غرايب اسرار عالم را پركرد و بسى بليدان كودن را عارف عالم و عالم عامل گردانيذ و جميع كلام والد خود را بامثال عجيب و نظاير بىنظير بيان و تقرير كرد . . . » سلطان ولد ، همچنانكه از قول افلاكى دريافته‌ايم ، آثارى بنظم و نثر داشت . نخست ديوان قصائد و غزلها و رباعيات اوست كه نسخهء چاپى آن ( بتصحيح نافذ اوزلق ) 12719 بيت دارد كه همهء آنها بپيروى از روش مولوى ساخته شد ولى سراسر از جملهء اشعار متوسط و گاه سست و معمولا خالى از گرمى و شوق و حدّت احساسات و وسعت مشرب و لطافت ذوقى است كه در آثار پدرش ملاحظه مىكنيم . اما مثنويهاى سه‌گانهء او ، كه مجموعهء آنها بمثنوى ولدى يا ولدنامه مشهورست ، عبارتست از يك مثنوى ببحر خفيف بر وزن حديقهء سنائى مشتمل بر بيان دقايق عرفانى و اخلاقى و شرح اخبار و احاديث و تفسير آيات همراه با ذكر امثال و بيّنات كه ضمنا قسمتى از آن وقف است بر ذكر احوال مولانا جلال الدين و برهان الدين محقق و شمس تبريزى و صلاح الدين زركوب و حسام الدين چلبى و گويندهء اشعار تا موقع نظم اين منظومه كه در سال 690 هجرى شروع و ختم شده است « 1 » ؛ و دو منظومهء ديگر به وزن مثنوى حاوى مطالبى در سنخ مطالب همان منظومهء نخستين و داراى همان شيوه و روش در بيان مطالب . گفتار شاعر درين منظومه‌ها نيز غالبا متوسط و گاه سست است و گويا شتاب فراوان سلطان ولد در اتمام مثنويهاى خود علّت اين حالت بوده باشد . از اشعار اوست : شخص از مرگ اگرچه بگدازد * رخت هستى ز تن بپردازد نشود بعد مرگ چيز دگر * زهر كى گردد از گُداز شكر سرمه سرمه است اگرچه گردد خُرد * نشود صاف او ز سودن دُرد

--> ( 1 ) - مطلع اين بيان جان‌افزا * بود در ششصد و نود يارا گفته شد اول ربيع اول * گر فزون گشت اين مگو طوّل مقطعش هم شدست اى فاخر * چارمين شنبه جمادى آخر